Tuesday, October 30, 2007 30.10.07
172

این روزها چقدر سخت شب می شود
|
Saturday, October 27, 2007 27.10.07
171
تا حالا جاشدن یه بالش تو جامدادی رو تصور کردی؟
یه چیزی تو مایه های مترو خودمون
.
دیروز دقت کردم دیدم نابینا ها هیچ وقت لذت دویدن رو نمی چشند
|
Tuesday, October 23, 2007 23.10.07
170
آبان من هم شروع شد
گفته باشم فقط نوزده روز برای شرکت در بزرگ ترین سورپرایز سال فرصت دارید
!بشتابید! بشتابید
پ.ن: عزیزان، خواهران و برادران!.. سورپرایز رو شما باید به مناسبت سالروز خجسته ی میلاد بنده تدارک ببینید! خب؟
|
Sunday, October 21, 2007 21.10.07
169
می دونی چیه.. من از این پاییزای بی بارون دوست ندارم
الان دلم می خواد رو برگای خشک خش خش کنم تا صدای غار غار کلاغهای پیر رو نشنوم
|
Saturday, October 20, 2007 20.10.07
168
آره همین طور که پیش بره
یکم دیگه بگذره می شه خونمون رو بفروشیم بریم نیویورک یه قصر بخریم
|
Tuesday, October 02, 2007 2.10.07
167
داری می دوی، می جهی، می خزی یا وایسادی فرق نمی کنه آخرش بایستی بپری
.
حرفهایم لال شده اند
خودم هم گمم در مادیاتی که می خواهد معنویات رو تو خودش بگنجونه یا شاید بچپونه
|