چون خیلی می ترسم و جیغ کشیدن هام تمام وقار و متانتم رو زیر سوال می بره
|
Wednesday, November 22, 2006 22.11.06
23
منم یه روزی این جوری لذت رو تجربه کردم
|
Tuesday, November 21, 2006 21.11.06
22
می دونی هیچکی قول نداده که تو یه روز از بالای قله ی غرور نیای جای من تو این دره ی حسادت و غیبت
|
Monday, November 20, 2006 20.11.06
21
یه چیزی بگم قول می دی به کسی نگی؟
من یه عالمه راز از این و اون دارم می خوام همه اشون رو داد بزنم
فکر می کنی بد می شه اون وقت؟
|
Sunday, November 19, 2006 19.11.06
20
رفتیم خیلی بالا، اونجا که اسمش میلاد
خب بد نبود ولی من فکر می کردم باید خیلی هیجان انگیز باشه
اومدنی پایین آساسنسور تو ارتفاع 170 متری 10 دقیقه با ارتعاش ایستاد و لرزید
خب بد نبود ولی من فکر می کردم باید خیلی هیجان انگیز تر باشه
|
Saturday, November 18, 2006 18.11.06
19
ببین خداجون درست مثه دو سال پیش دارم مرتب می رم سر کلاس نقاشی
سر کار هم 3 روز بیشتر مرخصی نگرفتم
تازه لباس سفید رو هم گذاشتم دم دست
حالا نوبت تو که یه عالمه برف برامون ببارونی
|
Tuesday, November 14, 2006 14.11.06
18
جالبه نه؟
کلاعرض می کنم خیلی جالبه
|
17
!الان داشتم به این فکر می کردم که خیلی وقته بهت نگفتم کله پوک
.
.
پ.ن. می دونین قرار 20 روز دیگه مصنوعی گسلهای تهران رو بلرزونن؟ فکر نکنم 21امین روز رو ببینم
|
Monday, November 13, 2006 13.11.06
16
یکی موقع گرفتن کارنامه ش یهو هوس خونه ی عمه ی مامانش تو 1000 کیلومتری خونشون رو می کنه
یکی هم یه نامه فرار می نویسه و آخرش پی نوشت می ذاره همه اش چاخان بود خواستم بگم چیزای بدتری از نتیجه امتحانای من هم وجود داره
ولی من چی؟ کوچکترین اثری از ابتکارعمل و غیره وجود نداره کارنامه نیومده رسوای عالمم
|
Sunday, November 12, 2006 12.11.06
15
داشتم میرفتم واسه یه وام ضامن یه غریبه بشم با یه عالمه حس غرور و بزرگ شدن. کل راه تو ماشین غرغر کردم و منت گذاشتم آخر سر تو بانک
کارمند: آقای ... من که بهتون گفتم اینطور نمی شه و 3 ساعت با بی ادبی تمام توضیحات داد و این بنده ی خدا که گویا برای 6امین بار ضامن آورده بود تا فقط 500 هزار تومن بگیره ناامید ساکت ایستاد. فیییسسسس بادم خوابید و تمام راه برگشت به خودم و خیلی ها فحش دادم
پ.ن. چند وقت پیش تو فروشگاه مینیاتور یه خانم اومد و 5-6 تا مانتو و شال و روسری برداشت، رفت جلوی میز و پرسید تقریبا 2 تومن شد؟ فروشنده هم جواب مثبت داد . خانم هم رو برگه سفید یه چیزایی نوشت و یه امضایی کرد و خداحافظ تا یه ماه دیگه
|
Saturday, November 11, 2006 11.11.06
14
هوای سرد و برف نیامده
خواهر کوچیکه تو خواب شیرین
خیلی خندیدم ولی اصلا خوش نگذشت
تئاتر امیر ارسلان مهمون من واسه کنار گذاشتن 21امین سال عمرم
|
Tuesday, November 07, 2006 7.11.06
13
!دلم از اینا می خواااد
|
Monday, November 06, 2006 6.11.06
12
چه زندگی سرگرم کننده ای! امروز اسم اسباب بازیام زهره و صدام بودن
.
.
بی ربط: چه باحال نوشته ی قبلیم یهو ناپدید شد! فکر کنم خواب از سرم پرید کامل
|
Wednesday, November 01, 2006 1.11.06
11
پنجره رو که باز کردم یه مگس فرتی اومد تو... انگار مست بود بس که شل پرواز می کرد
چند دقیقه بعد یه موجود پرنده تقریبا چهار برابر مگس قبلی نزدیک سقف در حال پرواز بود
نفهمیدم اتاقم حیات وحش شده یا مگس جهش ژنتیکی پیدا کرده یا رفته واسه من باباش رو اورده شایدم چند دقیقه دیگه باید منتظر فرود هلیکوپتر باشم