Profile
Welcome to Shaghayeghi.blogspot.com.

  • این منم…


  • Archive
  • October 2008
  • July 2008
  • April 2008
  • March 2008
  • October 2007
  • September 2007
  • August 2007
  • July 2007
  • June 2007
  • May 2007
  • April 2007
  • March 2007
  • February 2007
  • January 2007
  • December 2006
  • November 2006
  • October 2006
  • June 2006


  • Links
  • طراح قالب

  • Who links to me?
    Search Engine Optimization


    Tuesday, October 31, 2006 31.10.06

    10

    <برنامه عمو پورنگ>
    عمو: عزیزم گوشی رو بده بابا لطفا
    بابا حمومه :-
    !عمو: خب مامان هست عزیزم؟ گوشی رو بده به مامان
    مامانمم حمومه :-
    عمو:!؟!؟!!؟؟...!! خب خودت اینایی رو که می گم تکرار کن باشه گلم؟
    |


    9

    مامانم همیشه می گفت قبل از مدرسه برو (روم به دیوار) دششویی. امروز تو اون جلسه لعنتی وقتی (گلاب به روتون) موهام مش شد به حکمت حرفشون پی بردم
    |

    Monday, October 23, 2006 23.10.06

    8

    می دونی، وقتی واسه اولین بار تونستم یه لیوان چای مثلا داغ رو با فقط یه قند بخورم فکر کردم بزرگ شدم
    |


    7

    قبلا در حسرت شناخت بازیکنای مشهور فوتبال و بازیگرای سینما بودم حالا هم نویسنده ها و نوشته های معروف
    |

    Sunday, October 22, 2006 22.10.06

    6

    یه زمانی دوست داشتم تو راه مدرسه تو کوچه های خلوت رو دیوارا با اسپری یا حتی قلموی نقاشی برام می نوشتن
    ..... شـــقایـــــق دوســِــــــت دارم
    !وااا.. خنده نداره خب دوران جوادیستیم بوده
    |

    Saturday, October 21, 2006 21.10.06

    5

    دنیا خیلی مسخره می شه اگه همه اش برای این باشه که بهمون ثابت کنه بالاخره یه جا گند می زنی، کم میاری یا چه می دونم نمی تونی درست رفتار کنی. که چی مثلا؟ مگه نمی دونیم؟
    از ثابت کردن و گوش زد کردن و دستور دادن بدم میاد
    |

    Wednesday, October 18, 2006 18.10.06

    4

    :-
    بی زحمت این آدرس رو راهنمایی می کنین؟
    :+
    بله البته، شما همین خیابون رو مستقیم برین، اولین تقاطع سمت چپ، بعد دومین چراغ قرمز رو سمت راست بپیچین، همینطور ادامه
    میدین تا ازرو پل می گذرین . . . اِِِِِاِاِ یه پل!!؟؟
    |

    Monday, October 16, 2006 16.10.06

    3

    جمع چند تا خانم از فامیل، بعد از افطاری وقتی همه آماده ی شروع غیبتن، یکی اینجور شروع می کنه
    :
    ! زبون روزه نمی خوام پشت کسی صحبت کنم
    .اسمشم نمی گم که غیبت نشه
    !هی می گم پسر جان اینقدراین زن بیچاره ت نسیم رو اذیت نکن، نمی فهمه
    |

    Saturday, October 14, 2006 14.10.06

    2

    بس که فحش ندادم فکر می کنم اگه بگم گم شو! طرف می ره و دیگه پیداشم نمی شه !ا
    البته اینم بگم که نامرد! رو مثه آب خوردن می گم بدون اینکه به عواقبش فکر کنم
    |